تبليغاتX
منطقه الموت (روستای باغدشت)

منطقه الموت (روستای باغدشت)

معرفی الموت قزوین

مادر! تو پروانه دشت ایثاری؛

                                                    روزت مبارک مادر
 مادر! تو پروانه دشت ایثاری؛ شمع فروزان محفل مایی؛ تو عطر خوش بوی همه گل هایی. در ژرفای دیدگانت، رودی از محبت موج می زند و دستان مهربانت سهمی از سخاوت آفتاب دارد. تو چون دریا بی دریغ، پایان نداری. تو زمزمه هرچه محبتی؛ عطر هرچه رازی؛ زلال هر چه عشقی؛ تو بلور شفاف خلوصی؛ وسعت بی کران مهربانی و صبری.

من لطافت نسیم، سیپدی سپیده، نستوهی کوه و صداقت آیینه را در تو می نگرم. مادر، گلبرگ ها بر دستانت بوسه می زنند؛ دریاها به تو غبطه می خورند؛ بادها نام تو را تا عرش خدا می برند؛ و ملکوتیان بر تو درود می فرستند. خدا بهشتش را به زیر پای تو می بخشد. تو به راستی شکوه مندترین واژه شگرف آفرینشی.

زیباترین واژه بر لبان آدمی واژه “مادر” است ، زیباترین خطاب “مادر جان” است،“مادر” واژه ایست سرشار از امید وعشق   واژه ای شیرین و مهربان که از ژرفای جان بر می آید.                                                                  

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1391/02/21ساعت 7:38 قبل از ظهر  توسط شمس الدین رجبی  | 

قزويني‌ها آيين «پنجاه بدر» را بجا آوردند

مردم قزوین در آیین سنتی و قدیمی «پنجاه بدر» و به پاس بارش های بهاری ، امروز را در طبیعت سپری ‌کردند.

خوردن غذاهایی از جمله آش رشته و دُیماج ( پیش‌غذایی محلی که مخلوطی از نان خردشده، پنیر، سبزی، گردو، کشمش و سیر است) و تنقلاتی چون آجیل و شیرینی باقی مانده از عید، بخشی از رسوم پنجاه بدر در قزوین است.۲۰/۲/۹۱

 
چنانچه از روز نخست سال تا پنجاهمین روز آن نزول باران فراوان باشد ، مردم در آیین پنجاه بدر نماز شکر به جا می آورند و چنانچه سالی کم باران باشد از درگاه خدواند طلب بارش باران می کنند.

به گزارش واحد مرکزی خبر، آیین‌های محلی گرچه بر چهره خیلی از آنها خاک فراموشی نشسته است اما بعضی از آنها، همچنان نفس می‌کشند و گاهی تنها به رسم این روزها، امروزی شده‌اند.

مراسم پنجاه بدر یکی از این آیین‌ها و شاید مهمترین آنها برای حاجت‌خواهی ازخداوند برای بارش باران است که تنها به قزوینی ها تعلق دارد.

این آیین بعدازظهر امروز نوزدهم اردیبهشت  برگزار شد و قزوینی‌ها بویژه ساکنان محله های قدیمی در مصلای قدیمی شهر که در میان باغستان‌های سنتی محصور شده است ، گردهم جمع شدند.

مصلا، آب انباری در خیابان "راه ری" واقع در جنوب  شهر قزوین است.

اطراف مصلا را باغ های منطقه محصور کرده که مردم با حضور در آنها ضمن  نیایش در درگاه خدواند مراسمی همچون سیزده بدر در روز سیزده فروردین برگزار می کنند ...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1391/02/21ساعت 6:33 قبل از ظهر  توسط شمس الدین رجبی  | 

مالکیت ایرانی برجزایر ابوموسی،تنب بزرگ وتنب کوچک خلیج فارس

با توجه به اهمیت موضوع جزایر ایرانی خلیج فارس و اقدام خارج از عرف دیپلماتیک دولت امارات متحده عربی و اظهارات گستاخانه علیه حاکمیت ایران بر جزایر سه گانه... خواندن این مطلب پیرامون مالکیت ایرانی برجزایر سه گانه خلیج فارس را به دوستان  عزیزتوصیه میکنم

به عنوان یک فرد ایرانی اعلام  میکنم: حکام عرب امارات، بهتر است سرنوشت هم‌نژاد معدوم خود و سردار مجعول قادسیه دوم یعنی صدام حسین را به‌خاطر آورند که او نیز نسبت به سرزمین ایرانیان ادعاهایی داشت. اگر صدام نتوانست، امارات کوچک‌تر از آن است که بتواندکاری از پیش ببرد حکام ابوظبی بهتر است واقع‌بین باشند و چشم طمع به خاک تنها کشوری باستانی منطقه ندوزند. ملت ایران میدانند که شما بازیچه دست کشورهای استعمارگری چون انگلیس ، فرانسه وآمریکا هستید واکنون مساله جزایر سه گانه به اهرم فشاری از سوی امریکا بر ایران تبدیل ‏شده که نوعی گروکشی را تداعی می کند. وبحث جزایر سه‌گانه ایرانی به مساله‌ای سیاسی با تاریخ پر فراز و نشیب در ‏طول روابط ایران و کشورهای حوزه خلیج فارس تبدیل شده است.

همه چیز درباره دعوا بر سر تنب ابوموسی بین ایران و امارات

 

 در آخرین ‏نشست وزیران خارجه شورای همکاری خلیج فارس قبل از اوج‌گیری تحولات ‏خاورمیانه، در مورد موضوع مالکیت این جزایر نوعی سکوت از سوی اعضای ‏شورا دیده شد که به علامتی مثبت از سوی اعراب به ایران تعبیر شد.

 نباید این سکوت را نشانه ای مثبت دانست. در کشورهای مختلف عربی به خصوص ‏امارات، عربستان سعودی و حتی مصر و سوریه و عراق، به طور سیستماتیک و نهادینه ‏در مورد نام خلیج فارس و مالکیت ادعایی امارات بر جزایر سه گانه بحث می‌کنند.

در ‏تمام کتاب های درسی آنها نام خلیج فارس به نام خلیج عربی ذکر شده است.‏بحث خلیج فارس و ادعاهایشان علیه ایران، برای کشورهای عربی بحثی منطقه ای و ‏نوعی مفر و گریزگاه برای پنهان کردن شکست ها و ناامیدی هایشان در شکست بر ‏سر مساله فلطسین و اسرائیل و دیگر مناقشات جهانی است. در واقع نوعی برون افکنی ‏اعراب است. آنها هم به ایران هیچ گاه به عنوان شریک یا دوست استراتژیک نگاه نکرده ‏اند.‏

در مورد جزایر سه‌گانه ایرانی باید توجه داشت که یکی از معضلات مهم ایران در این ‏مساله آن است که سیاست واحد و هماهنگی در برخورد با مساله در داخل وجود ندارد. متاسفانه ایران در زمینه دیپلماسی عمومی و مردم محور در کشورهای ‏عربی قوی عمل نکرده است.

بخشی از دید دولت های آینده عرب به ایران بستگی به ‏فعالیت های ایران در منطقه دارد. دیپلماسی عمومی دیپلماسی‌ای نیست که تنها با ‏نمایش چند فیلم و برگزاری چند مسابقه فرهنگی و چند چشن ظاهری بی‌محتوا بتواند ‏به نتیجه برسد بلکه یک کار فرهنگی ریشه‌دار و دراز مدت است که جنبه های مختلف ‏داشته و نیازمند استفاده از کارشناسان تاریخی، اجتماعی و فرهنگی است

نام جزیره در اسناد تاریخ به نام بوموسو (بوم او سو) آورده شده است. "بوم" در زبان فارسی به معنای مرز و بوم و سرزمین. "او" به معنی آب است ( اُو) و "سو" از کلمات کهن فارسی است که از سوز به معنی سبزی گرفته شده است. بوموسو یعنی سرزمین آب و سرسبزی.
نام جزیره به مرور بوموسی شده و نام ابوموسی توسط فردی به همین نام رایج شده است...

 

یکی از نکاتی که در اسناد ارایه شده به سازمان ملل  این بود که ادعا می شود که این جزایر بخشی از سرزمین های پادشاهی عربی هرمز بوده است.
ای کاش نام پادشاهان قدیم از کتابهای تاریخ مدارس حذف نمی شد تا همه بدونند که هرمز نام تعدادی از پادشاهان ساسانی بوده نه عرب .

  

جزایر تنب در خلیج فارس

تنب ، جزایر ، دو جزیرة ایرانی در آبهای نیمه شرقی و نیمه شمالی خلیج فارس . این دو جزیره در گذشته به «جزیرة تنب »، «جزیرة تنبو» و «نَبیو تنب » معروف بودند، ولی از نیمة دوم قرن چهاردهم ، «تنب بزرگ » و «تنب کوچک » خوانده می شوند. تنب ، واژه ای تنگستانی به معنای «تپه » است

 

تنب بزرگ . در 31 کیلومتری جنوب جزیرة قشم واقع است و این کوتاهترین فاصلة جزیرة تنب با خاک اصلی ایران است . با آبهای سرزمینیِ تنب بزرگ تداخل می یابند. فاصلة این جزیره از بندر لنگه کمتر از پنجاه و از ابوموسی حدود 53 کیلومتر است .

 

تنب بزرگ در پانزده کیلومتری شمال ... خاک جزیره شنی و خشک است . این جزیره تپه هایی دارد که بلندترین آنها (ارتفاع : 53 متر)

جمعیت بومی جزیره ، هنگام برقراری دو بارة حاکمیت ایران بر آن در 1350 ش ، حدود سیصد تن بود، شامل ایرانیانی از بندر لنگه و اعرابی از قبیلة بنی یاسِ کشور دبی ، که به عربی سخن می گفتند.

دولت ایران بعد از پس گرفتن این جزیره از بریتانیا، اعلام کرد که مردم جزیره در انتخاب تابعیت ایران یا تابعیت رأس الخیمه آزادند 

آب آشامیدنی تنب بزرگ ... دولت ایران یک دستگاه تقطیر آب در قشم ساخته است . دکل یک فانوس دریایی در شمال جزیره به ارتفاع 26 متر وجود دارد که در 1332 احداث شده است

تنب کوچک . این جزیره در حدود دوازده کیلومتری مغرب تنب بزرگ ، واقع است فاصلة آن با جزیرة حمرا در کرانه های عربی (رأس الخیمه ) حدود هشتاد کیلومتر و با کرانه های ایرانی (بندر لنگه ) 45 کیلومتر است

تنب کوچک تقریباً مثلثی شکل است ...مارها و پرندگان در آن آشیانه دارند  ازینرو، آن را «تنب مار» نیز خوانده اند...

اهمیت سوق الجیشی جزایر تنب . در 1350 ش ، که دو جزیرة تنب و بخش شمالی جزیرة ابوموسی به ایران پس داده شد، به اهمیت سوق الجیشی این جزایر توجه ویژه شد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1391/02/16ساعت 10:25 قبل از ظهر  توسط شمس الدین رجبی  | 

امید کسی را نا امید نکن

چهار شمع به آهستگی می سوختند و در محیط آرامی صدای صحبت آنها به گوش میرسید.!

شمع اول گفت: من صلح و آرامش هستم، اما هیچکس نمی تواند شعله مرا

روشن نگه دارد. من باور دارم که به زودی می میرم.

سپس شعله صلح و آرامش ضعیف شد تا به کلی خاموش شد.

 شمع دوم گفت: من ایمان هستم و برای بیشتر آدم ها دیگردر زندگی ضروری نیستم.

پس دلیلی وجود ندارد که روشن بمانم.

با وزش نسیم ملایمی، ایمان نیز خاموش گشت.

شمع سوم با ناراحتی گفت: من عشق هستم ولی توانایی آن را ندارم که دیگر

روشن بمانم. انسانها من را در حاشیه زندگی خود قرار داده اندو اهمیت مرادرک نمی کنند.

آنها حتی فراموش کرده اند که به نزدیکترین کسان خود عشق بورزند.

طولی نکشید که عشق نیز خاموش شد.

ناگهان کودکی وارد اتاق شد و سه شمع خاموش را دید و گفت: چرا شما خاموش شده اید؟!

شما قاعدتا" باید تا آخر روشن بمانید.

سپس شروع به گریه کرد.

شمع چهارم گفت: نگران نباش تا زمانی که من وجو.د دارم ،ما میتوانیم بقیه شمع ها را

دوباره روشن کنیم.

من امید هستم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1391/02/12ساعت 3:11 قبل از ظهر  توسط شمس الدین رجبی  |